تبليغاتX
پارازیت دل ... ! -

پارازیت دل ... !

و من بقدری اشک ریختم - که تو در دست های من خیس شدی ...

 

آری ...

چه زیباست نوشتن وقتی میدانی او میخواند,

چه زیباست سرودن وقتی میدانی او میشنود,

چه زیباست دیوانگی برای او وقتی میدانی او میبیند ...

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت11:49توسط ا-ل-ه-ا-م | |