|
بازم و طبق معمول دلم گرفته از همه چي و همه كس ... حتي از دست خودمم شاكيم !!! تا ۱۵ روز ديگه اينجام . ميخوام انقد آپ كنم ....... انقد بگم تا دلم خالي شه . تا اگه رفتم اصفهان و به اينترنت دسترسي نداشتم دلم نسوزه... ولي نمي دونم چرا حرفامو نمي تونم بيان كنم ... چند روزیه دوس دارم گیتار بگیرم دستم . تاراشو زیر دستم حس کنم . بزنم .بزنم .بزنم ... تا خسته بشم و خوابم ببره ... ... ديروز با دوستم بيرون بودم . خيلي خوب بود . هرلحظه كه مي گذره بيشتر به دوستم وابسته ميشم . بايد وابستگيو كم و كم و كمتر كنم... ولي نميشه ... چند وقت پيش دوست عزيزم جواب پيام كوتاه منو داد . خيلي خوشحال شدم خيلي زيــــاد... ميگفت اميدم بيشتر شده ... دوس ندارم بميرم. ميخوام زنده بمونمو زندگي كنم ... " خدا كنه ...!!! " خداي من زمان داره مثل برق ميگذره و من همچنان به حركت لاك پشتي خودم دارم ادامه مي دم... وقت كم دارم !!! همش ۱۵ روز !!! كلي كار دارم كه بايد انجام بدم ... بازم همون دلشوره ی عجیب !!! اشتهامو از دست دادم . میلم به بیرون رفتن کم شده نفسم تو سینه حبس شده و ... همش به برکت وجده همون داشوره ی لعنتیه ! مدتی از دستش راحت بودم ! مثل اینکه دوباره باید برم تو کار پروپرانوال ...!!!!!!! الان از تلويزيون اينو شنيدم : " اگر دنيا صد مورد براي گريه كردن به شما نشون داد هزار مورد براي خنديدن بهش نشون بديد " اي كاش ميشد كه بشه ...!!!
اگه یه خودکار داشتی اندازه یه جمله جوهر داشت چی برام می نوشتی ؟! این متن پيامكي بود كه براي يكي از دوستای عزیزم ارسال كردم دوستي كه خيلي وقته نديدمش . الانم مدتي هست كه به دلايلي ازش بي خبرم متن و ارسال كردم اينو در يافت كردم : مي نوشتم " زندگي ... عشق ... فنا ..." تورو خدا تو اين روزاي عزيز دوست منو فراموشش نكنين ! دوست عزيزم مدت هاس كه زمين گير شده ! هواي بيرون براش بده ! مي گفت دلم ميخواد برم بيرون . بگردم . تفريح كنم ...! ـــــ روماتيسم قلبي داره . مي گن بر اثر سرما خوردگي مبتلا میشن . ولي خوب شايدم ارثي باشه . مي گفت ارديبهشت ماه عمل دارم . عمل پيوند قلب . قلبش ديگه كارايي نداره. مي گفت تا ۴ ماه ديگه زنده ام ... مي گفت ديگه آرزويي ندارم .تنها آرزوم خوب شدنمه ! مي گفت اگه خوب شم چي ميشه ؟يعني ميشه ؟!!! يه روز هرچي اس ام اس ميدام و زنگ ميزدم جواب نمي داد ! نگرانش بودم! فرداش گفت بيمارستان بودم . حالش بد شده بود ! دكترا گفته بودن بايد هرچه زودتر عمل شه . اسفند . بدجوري نا اميد و داغون بود . خدا رو شكر اوونقدي پول دارن كه بره كانادا واسه عمل قلبش ولي شانس زنده موندنش ۵۰ ٪ ! الان اصلا ازش خبر ندارم ! بدجوري نگران حالشم . نمي دونم الان در چه حاليه ؟خوبه ؟بده ؟ خيلي دوس داشتم باهاش تماس مي گرفتم حيف كه نميشه !!!! تورو خدا واسش دعا كنين . اوون الان به دعاهاي من و شما نياز داره ...!!!!
خدایااا من چقدر ساده لوحم؟؟!!!!؟؟؟!!؟؟!؟ میخواستم آپ کنم دیدم نه نمیشه - همش خصوصیه - ولی ایشالا به زودی آپ میکنم فقط الان باید یکم با خودم خلوت کنم یه مدتی بود خودمو گم کرده بودم - تازه چند روز پیش پیداش کردم . بی انصافیه اگه تشکر نکنم - متشکرم خدا جون - واسه همه چی. بابت همه ی تلخی ها و شیرینی های زندگی. اگه این رنجش ها و ناراحتی ها نبودن شیرینی زندگی رو حس نمی کردیم - هیچ وقت. من به زودی آپ می کنم
|
About![]()
Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 Links
بيد مجنون(آبجي مريم) ...
ما هم سهیم باشیم ...( اهدای عضو )
دل نوشته... |