|
مادر می گفت:دختر قشنگم همه آدم ها وقتی به دنیا میان سفید سفید هستن مثل فرشته های مهربون. همشون بی گناهن ولی بعضی هاشون که بزرگ می شن سیاه می شن اون قدر که ممکن قلب بعضی از آدم های سفید رو بشکنن . دختر خوبم دنیا پر از آدم های سیاه و سفیده . اگه ادم سپیدی باشی محبوب دلهایی همیشه. اما اگه آدم سیاهی باشی هیچ کس دوست نداره و همه ازت فرار می کنن . اون وقته که تنها می مونی..... یادت باشه به همه چیزو همه کس باید محبت کنی فقط به یه شرط به اندازه ای که هر کس لیاقتش رو داره نه بیشتر ... ..........................
نگو از همه چیز و همه کس خسته شده ام ، بگو من می توانم نشاط وسر زندگی بیافرینم و آن را به همه ی انسان ها هدیه کنم........ ......................
خواهر کوچکم از من پرسيد ... من به او خنديدم ... کمي آزرده و حيرت زده گفت... روي ديوار و درختان ديدم... باز هم خنديدم... گفت ديروز خودم ديدم ... مهران پسر همسايه... پنج وارونه به مينو ميداد ... آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد... بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم ... بعدها وقتي غم... سقف کوتاه دلت را خم کرد... بي گمان مي فهمي ... پنج وارونه چه معنا دارد...
الهی! مرا ببخش و از گناهانم درگذر، که اگر از در لطف برانی ام، نه آستان دیگری برای روی آوردن دارم و نه روی دیگری برای بردن به آستانی... خسته ام از این همه بیراهه که رفته ام و از این همه راه که در پیش روی دارم و نمی دانم تو را در کدامیک باید جستجو کنم... ............ ** داداش حسین عزیزم .....**
|
About![]()
Archivesآبان 1388مهر 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 Links
بيد مجنون(آبجي مريم) ...
ما هم سهیم باشیم ...( اهدای عضو )
دل نوشته... |